دیگر بس است ، مشتریان را رها کنید!

بله دیگر بس است مشتریان را رها کنید ، عنوانی که انتخاب کردم حاصل اتفاقاتی است که دائما” برای بسیاری از مشتریان می افتد و تصمیم گرفتم از زاویه متفاوتی به موضوعی نگاه کنم که دغدغه همه شده است.

هرجا میشینیم و بلند میشیم، هر مقاله ای که می خوانیم ، هر ایمیلی که باز می کنیم، هر پیامکی که باز می کنیم و… اولین چیزی که می گوییم کلماتی شبیه اینست:

ای بابا ، اَه ، خسته شدم، چکار کنم؟، اینا چی میگن بابا، منو از کجا پیدا کردن؟، چه غلطی کردم، کاش نمیخریدم،کاش شمارمو نمیدادم، کاش نمیگفتم باشه، ولم کن بابا، تو دیگه چی میگی؟ و….

فکر می کنید چرا این کلمات و جملات را مشتری به کار می برد؟

به خاطر اینکه خسته شده است از باشگاه مشتریان ، خسته شده است از گیردادن های بی مورد ما ، خسته شده است از اینکه همش پیام های تخفیف مختلف دریافت میکند!

از دوجنبه باید به این موضوع نگاه کنیم،یکی جنبه تبلیغاتی برای جذب مشتری، یکی هم جنبه اطلاع رسانی و حفظ مشتری!

 

از جنبه تبلیغاتی اگر نگاه کنیم که واقعا” همه خسته شدیم از بس پیامک های تبلیغاتی، بنرهای تبلیغاتی ، ایمیل های تبلیغاتی دریافت کردیم.

همش میگن بیا اینو بخر، ۲۰ درصد تخفیف، بیا امروز شده فقط ۱۹۹۹۰ تومان و… ، منِ مشتری باید واقعا” چیکار کنم؟ بیچاره شدم، بعضی مواقع هم راهی برای خلاصی نیست.

داری تو خیابون راه میری یوهو بهت یه بروشور تبلیغاتی به زور میدن ، بعد نگاه می کنی میبینی نوشته ” کاشت موی طبیعی با ۵۰ درصد تخفیف ” ، الان حتما” میگی خوب آقا تو کچلی برای همین بروشور رو داده بهت!

آره خوب راست میگی اما من نمیخوام مو بکارم، منو ول کنید. آقا بزارید با کچلیم حال کنم!

هی گیر دادن ، آقا بیا ما بروش fwehfkdspf برات مو میکاریم ، خیلیم عالی!

آیا من مشتری شدم؟ آیا من رو تونستن جذب کنن؟

خیلی های دیگه رو هم هنوز نتونستن جذب کنن، تو هر حوزه ای همینه، همش با فشار آوردن به مخاطب می خواهیم مشتری بدست بیاوریم، هر طوری که شده با هر زبانی با هر دروغی با هر چرب زبانی یا هر چیزی دیگه ای….

به نظرم دیگه جواب نمیده ، باید هممون این روش ها رو جمع کنیم ، مثل اون بروشور ( تراکت) بندازیمیش سطل آشغال!

خوب آقا حالا چیکار کنیم، اگر گیر ندیم به مردم مگه میان خرید کنن؟ اگر گیر ندیم مگه ما رو میبینن؟

آره به خدا میبینن، فقط باید جور دیگه ای فکر کنید و کمی با من همراه باشید تا چند تا ایده بگیرید و ببینید مشکل کار از کجاست.

پس باید چیکار کنیم ؟

مشتریان را رها کنید و ازشون فاصله بگیرید!

در اولین قدم

به این فکر کنید که مشتری من چه کسی است؟ آیا همه کچل ها؟ یا نه ؟ آیا مشتری هدف من توانایی پرداخت دارد؟ مشتری هدف من الان کجاست؟ مشتری هدف من چی میخونه؟ چی میپوشه؟ چی میخوره؟ تفریحش چیه؟

و هزار تا سوال دیگه که بهمون تو شناخت بیشتر مخاطب هدف کمک کنه.

در این مورد مقاله ای را قبلا” با عنوان شناخت پرسونا و جذب مشتری  نوشته ام که پیشنهاد می کنم اگر دوست داشتین سری به آن هم بزنید.

در دومین قدم

فقط به فکر تولید محتوا باشید، باز هم تاکید می کنم فقط به فکر تولید محتوا باشید. تولید محتوای اثربخش و جذاب برای اون مخاطب هدفی که در قدم اول تعریفش کردین .

خوب حالا چه محتوایی تولید کنیم ؟

چه محتوایی؟

محتوای آموزشی متنی، صوتی، ویدئویی

مثلا” متنی بنویسید توضیح بدین بهترین راههای نگهداری موهای چرب به چه صورت است؟ فیلم ویدئویی آماده کنید و بگویید ،برای داشتن موهای پرپشت باید چکارکنیم؟ با یک آرایشگر مصاحبه بکنید و فایل صوتی آنرا در اختیار مخاطبین هدف قرار دهید؟ و…

نظرات سایر مشتریان خود را دارید؟

دست نوشته ای از مشتریان خود دارید؟ فیلمی از مشتریان خود گرفته اید؟ فایل صوتی رضایت خودشان را برای شما فرستاده اند؟ تصاویری از مشتریان خو دارید؟ اگر ندارید سریع دست به کار شوید و نظر آنها را جویا شوید.

از نحوه کار خود بگویید

اینکه کار شما چیست؟ تمایزهای شما چیست؟ چرا مشتری باید شما را انتخاب کند؟

فیلمی تهیه کنید و فرآیند کاشت مو را نمایش دهید، فیلمی تهیه کنید و به صورت رو در رو با مشتری صحبت کنید.

امکانات و توانمندی های خود را نمایش دهید، ابزارهای کار خود را معرفی کنید.

از پشتیبانی ها بگویید

از بعد از عمل جراحی بگویید ، از تضمین ها حرف بزنید تا خیال مشتری راحت شود، هر روز پرسش های مشتریان را بصورت متنی یا در قالب فیلم و صوت پاسخ دهید و منتشر کنید و…

 

خوب حالا حتما” می پرسین چطور به دست مخاطبین هدف برسونیم؟

در قدم سوم

محتواهای تولید شده را در کانال مورد توجه مخاطبین هدف خود درج کنید، اگر مخاطب خود را می شناسید پس می دانید بیشتر در اینستاگرام حضور دارد یا در وب ، بیشتر مجلات چاپ شده را مطالعه می کند یا سایتهای ورزشی و….

در قدم چهارم ، محتوای خودتان را در کانال مدنظر درج می کنید ، چه محتوایی؟ خوب معلومه همون محتوای تولید شده!

چرا؟ خوب چون هدفمون اینه که اعتماد سازی کنیم ، بعد از اعتمادسازی کاربر راحت تر از ما خرید خواهد کرد.

اگر من سایت شما یا پیج اینستاگرام شما را ببینم که دائما” داره آموزش های ارزشمند میده و محتوای جذاب تولید می کنه و هدف فقط فروش نیست، دیگه گارد نمیگیرم و راحت تر به حرفهاتون گوش می کنم.

بعد می تونین در سایت ایمیل من را دریافت کنید و در ازای اون فیلم رایگان نحوه کاشت مو، یا فیلم آموزشی نحوه پرپشت تر کردن موها بدون عمل ، یا مشاوره تصویری و یا حضوری رایگان یا هزار تا چیز دیگه رو دریافت کنم

من در این حالت میام و اطلاعات تماس خودم را درج می کنم تا فیلم آموزشی و یا مشاوره رایگان را دریافت کنم.

خوب نظر شما چیست؟ کسی به من گیر داد یا خودم تصمیم گرفتم بیشتر با این کلینیک کاشت مو در ارتباط باشم؟

حالا شما می توانید محتواهای آموزشی خود را در قالب رپرتاژ آگهی و یا مقالات جذاب در سایتها و مجلات منتشر کنید تا علاوه بر اینکه خواننده از آن لذت می برد ، با برند شما آشنا شده و می تواند به صفحه اینستاگرام و یا سایت شما مراجعه کند.

پس مشتریان را رها کنید تا خودشان ببینند و بتوانند تصمیم بگیرند.

خوب حالا نظرتون چیه؟

حفظ مشتریان

حالا میرسیم یه جنبه اطلاع رسانی و حفظ مشتری که اون هم داستانهای خودشو داره:

بعضی از صاحبین کسب و کار هم به محض اینکه مشتری خرید خودش را انجام داد ، گیردادن به مشتری را شروع می کنند و تمام تلاش خود را می کنند تا مشتری از آنها دلزده شود و از خرید خود پشیمان شود.

چند تا چیز یاد گرفتیم و فکر می کنیم به محض اجرا کردن ما مشتری مدار هستیم و کاملا” سی آر ام داریم و حواسمون به همه چی هست!

شنیدیم که می گن حفظ مشتری سودآوری زیادی دارد و ما از همه ابزارهای خودمان برای پول درآوردن بیشتر از مشتری استفاده می کنیم،

هی پیام کوتاه می فرستیم که شما عضو باشگاه مشتریان ما هستید و ۱۰ درصد تخفیف دارید، یا هی میگیم با هر معرفی یک مشتری جدید یک امتیاز بیشتر دریافت می کنید و…

در این حالت هم فقط شما یک راه دارید، تولید محتوا!

حالا برای مشتریان فعلی خودتان می توانید آموزش استفاده از محصولات یا خدمات خریداری شده را ارسال کنید،

شما می توانید افراد فعال در باشگاه را معرفی کنید و شرایط کسب امتیاز بیشتر را فقط توضیح دهید،

شما می توانید دوره های آموزشی رایگان برای اعضای باشگاه برگزار کنید، شما باید برای ارسال ایمیل یا پیام کوتاه از مشتری اجازه بگیرید، اگر مشتری تمایلی به ارائه شماره تماس نداشت به آنها گیر ندهید.

اگر مشتری شماره تماس را داد دائم زنگ نزنید که حالا که ماشین ظرفشویی خریدی بیا قرص و جرمگیر را هم با ۹۰ درصد تخفیف از ما بخر،

اما همان روز خرید بهش اطلاع رسانی کنید که محصولات جانبی را هم می فروشید و مشتریان مجموعه می توانند با ارسال رایگان آنرا دریافت کنند.

برای حفظ مشتریان خود فکر گیر دادن به مشتری را سر خود بیرون کنید و تلاش کنید تنها در فضاهایی جلوی چشم مشتری باشید که خودش به شما اجازه داده و یا خودش از شما درخواست کرده است.

حفظ مشتری هم آداب دارد و هم ادب ، پس حواسمون باشه اگر مشتری از ما خریدی انجام داد این به معنی اجازه ورود به حریم شخصی او توسط ما نیست.

حریم شخصی

فقط قبل از هر اقدامی راههای ارتباطی و خدمات جنبی خود را به اطلاع مشتری برسانید و گاه و بی گاه مزاحم او نشوید، مشتری گناهی ندارد که مشتری شما شده است!

حالا چه احساسی دارید؟

آیا فکر نمی کنید که واقعا” مشتریان به تنفس دارند و از این همه ارتباط یکطرفه و انبوه خسته شده اند و نیاز دارند تا آرامش داشته باشند؟پس مشتریان را رها کنید….

به این طریق هم ما حرفه ای تر به نظر می رسیم ، هم مشتری از خرید کردن یا برقراری ارتباط با ما خوشحال تر خواهد بود.

ممنونم از اینکه در این مطلب ۱۶۰۰ واژه ای با من همراه بودین و خوشحال خواهم شد تا نظرات ارزشمند خود را برای من ارسال کنید.

در سمینار ۳۱ خردادماه ۱۳۹۸ با عنوان ایده های طلایی در ارتباط با مشتری از ایده هایی صحبت خواهم کرد که بعد از سمینار ذهن شما را درگیر کرده و تمام تلاش خود را برای پیاده سازی در کسب و کار خود از فردای سمینار انجام دهید

اگر تمایل دارید تا در این سمینار با ۹۰ درصد تخفیف ثبت نام کنید به لینک زیر مراجعه کنید

اطلاعات بیشتری از سمینار می خواهم

نویسنده : حمید حاتم طهرانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *