اسنپ

داستان روز (اسنپ – snapp)

چند روز پيش از اپليكيشن اسنپ استفاده كردم و راننده اي خيلي محترمانه با من تماس گرفت و با انرژي فوق العاده اي گفت :صبح شما بخير.

ظرف ٣ دقيقه ديگر خدمتتان ميرسم، بعد از اينكه رسيد اطلاع داد، وقتي رفتم پايين ديدم كنار ماشين ايستاده، فردي جوان، مودب، با خودرويي تميز، سلام گرمي كرد،وسايلم را گرفت و داخل خودرو گذاشت. درب را براي من باز كرد و سريع سوار شد،كولر را روشن كرد و گفت مسيرخاصي را خودتان پيشنهاد ميدهيد يا مسير نرم افزار را انتخاب كنم؟ من گفتم لطفاً از نرم افزار استفاده بفرماييد تا با ترافيك كمتري روبرو شويم.گفت چشم،گفت اگر به موزيك خاصي علاقه داريد براي شما ضبط را روشن كنم، گفتم فرقي ندارد، ضبط را روشن كرد، گفت باتوجه به اينكه مسير طولانيست،اگر به چيزي نياز داشتيد بفرماييد من در خدمتم، كفت در ماشين آب خنك، روزنامه، كتاب، مجله دارم تا در ترافيك سرگرم شويد،سكوت كرد و به رانندگي ادامه داد…
داشتم باخودم فكر ميكردم اين نوع رفتار، به رشد هرچه بيشتربرند اسنپ كمك خواهد كرد، شايد به اين راننده آموزش خاصي داده نشده است و هيچ برنامه تشويقي براي ايشان درنظر گرفته نشده است، اما تعهد به كار، توجه و احترام به مشتري توسط ايشان، تجربه متفاوتي را براي مشتريان رقم خواهد زد…
برنامه شما براي آموزش پرسنل و ايجاد تجربه شگفت انگيز براي مشتريان چيست؟

نویسنده: حمید حاتم طهرانی

کانال تلگرام ایده های مدیریت ارتباط با مشتری

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.