رادیو مشتری- قسمت دهم – آقای مهندس درخشی(میز خدمت)
دانلود دهمین قسمت رادیو مشتری
راه اندازی میز خدمت
در قسمت دهم رادیو مشتری با جناب آقای مهندس درخشی ، متخصص مدیریت خدمات بروی ITIL ، گفتگویی جذاب داشته ام.
این گفتگو با عنوان راه اندازی میز خدمت انجام شده است و پیشنهاد می کنم به هیچ عنوان این قسمت را از دست ندهید.
باتوجه به تجربیات ارزشمند ایشان در خصوص راه اندازی Service Desk شرکت بزرگ بیمه ایران ، به ارائه مباحث تخصصی در این زمینه پرداخته ایم.
- معرفی فریمورک ITIL
- راه اندازی میز خدمت در سازمانها
- نرم افزارهای مورد نیاز
- نکات مهم در ITIL
هدف رادیو مشتری گفتگو با متخصصین و صاحبین کسب و کارهای ایرانی در حوزه مدیریت ارتباط با مشتری است، گفتگویی راحت و خودمانی…
رادیو مشتری را دنبال کنید و منتظر گفتگوهای بعدی باشید
خوشحال خواهیم شد تا نظرات خود را نیز با ما به اشتراک بگذارید
تمایل دارید با چه افرادی گفتگو داشته باشیم؟
متن گفتگوی رادیو مشتری قسمت دهم (میز خدمت)
آقای حمید حاتم طهرانی:
سلام عرض میکنم خدمت دوستان عزیز، حمید حاتم طهرانی هستم و با قسمتی دیگر از رادیو مشتری در خدمت شما هستیم.
امروز در خدمت جناب آقای مهندس درخشی هستم، از ایشان خواهش میکنم که خودشان را معرفی کنند تا بعد از آن من سوالات خودم را از ایشان بپرسم. جناب مهندس خیلی خوش آمدید و خیلی متشکرم از اینکه دعوت بنده را پذیرفتید.
آقای درخشی:
دست شما درد نکنه، بنده درخشی هستم. تحصیلات آکادمیک من در حوزه ی آی تی است، لیسانس مهندسی کامپیوتر سختافزار و فوق لیسانس مدیریت فناوری اطلاعات را دارم.
در حوزه ی تخصصی، بنده متخصص مدیریت خدمات هستم و در زمینه ی مدیریتِ پروژه هم برروی چارچوب پی ام باک تسلط کامل دارم. در خدمتتان هستم.
آقای حمید حاتم طهرانی:
متشکرم، توضیحی در ابتدای ماجرا بدهم راجع به اینکه هدف ما از این گفت وگو چیست. ما میخواهیم در حوزه ی راه اندازی Service desk (میزخدمت) با هم صحبتی داشته باشیم و ببینیم که این سرویس به چه قدمها و استانداردهایی نیاز دارد و من اگر بخواهم در سازمان خودم یک میز خدمت را راه اندازی کنم، باید به چه نکاتی دقت کنم.
جنابعالی مدیر پروژه های مختلف هستید و در حال حاضر هم در بیمه ایران مشغول به فعالیت هستید، می خواستم بدانم که تجربه ی شما در زمینه راه اندازی این میزخدمت ها چیست؟
و اینکه شما چطور توانستید میز خدمت را به بهترین شکل در بیمه ی ایران استقرار دهید و چه خروجی هایی از آن گرفته اید؟
آقای درخشی:
بله همانطور که فرمودید، تخصص اصلیِ من توزیع مدیریت خدمات است و Service desk یا همان میز خدمت به عنوان یکی از اجبارهای پیاده سازیِ مدیریت خدمات در هر سازمان میباشد.
ما در کل دنیا برای پیاده کردن Service desk از چارچوب ITIL بهره میبریم. در ورژن سه ITIL، ۲۵ فرآیند و ۴ واحد یا Function ارائه شده است که میتوانیم به آنها به عنوانِ یک نقطه ی مرجع نگاه کنیم و از آنها استفاده کنیم.
بحث ITIL به عنوانِ کتابخانه ی زیرساخت فناوری اطلاعات، بر روی خدمات آی تی میباشد. ولی با توجه به اینکه خودِ ITIL، Frame work است و با شخصی سازی کردن میتوانیم از آن استفاده کنیم، من این Frame work را در زمینه ی Service management استفاده کردم و آن چه که میتوانم خدمت شما عرض کنم این است که این چارچوب فقط زمینه ی سرویس را کار میکند و Product را پشتیبانی نمیکند.
در شرکت بیمه ی ایران ما برنامه ریزیِ یک Service desk را از اواخر سال ۸۸ و مقدماتِ شروع آن را از ابتدای سال ۸۹ شروع کردیم و آن را در ابتدا به عنوان میزخدمتِ آی تیِ سازمان مورد استفاده قرار دادیم.
بعداً با توجه به این که خدمات این میز خدمت در خصوص آی تیِ سازمان قابل توجه بود، از من خواسته شد که این Service desk را به کلِ کسب وکار شرکت تعمیم دهم. در حال حاضر که حدود ۱۰ سال از این ماجرا می گذرد، ما در Service desk بیمه ایران روزانه در حدود ۱۰۰۰ تماس و درخواست را پاسخ میدهیم و میتوان گفت که خدمات را مدیریت میکنیم و تنها بحثِ پاسخگویی مطرح نیست.
آقای حمید حاتم طهرانی:
موضوعی که وجود دارد این است که برای انتخاب نرم افزار در حوزه ی آیتی باید به چه عواملی دقت کنیم؟
یک بخش مدیریت تماسها است و بخش دیگر مدیریت درخواستهای مشتریان؛ این دو را چگونه باید با هم همگام سازی کنیم و چگونه بین آنها ارتباط برقرار کنیم؟ و برای انتخاب یک نرم افزار مناسب در این زمینه باید به چه مواردی دقت کنیم؟
آقای درخشی:
به نکته ی قابل توجهی اشاره کردید، اما قبل از این که من به سوال شما پاسخ بدهم، میخواهم این نکته را خدمت شما عرض کنم که نرم افزار، درون هر Service desk لزوماً نیاز نیست.
شما میتوانید که فرآیندهای ITIL یا فرآیندهای داخل واحدی فانکشنِ Service desk خودتان را طراحی و استفاده کنید، بعداً اگر لازم بود که قطعاً در سازمانهای بزرگ لازم خواهد شد، برای اتومات کردن این فرآیندها از نرم افزار استفاده کنید.
خیلی از سازمانها در ابتدا به فکر خرید نرم افزار میافتند بدون اینکه فرآیندهایشان را شناسایی کنند یا اینکه در حوزه ی فرآیندی Best practiceها را پیاده سازی کنند، و چون نرم افزارها در این حوزه غالباً فرآیندی و غول پیکر هستند، وقتی که نرم افزار را تهیه کردند در کار پیاده سازیِ آن خواهند ماند.
برای پیاده سازیِ یک Service desk باید اول به این نکته توجه داشته باشیم که این Service desk خدماتی را که به صورت متمرکز و یکپارچه از سازمان ارائه میشوند میتواند پشتیبانی کند و خدمات غیرمتمرکز که در سراسر کشور ارائه میشوند را نمیتواند مدیریت کند.
نکته بعد این است که زمانی که قرار است خدمات ارائه شود، Service desk باید یک توپولوژی خاص را دارا باشد. همانطور که ITIL بیان میکند، توپولوژی های مختلفی در زمینه ی انتخاب یک Service desk وجود دارند.
یکی از این توپولوژیها از دیدگاهِ نوعِ Service desk هست که آیا این Service desk مثلاً به صورت ۲۴ ساعته باشد، متمرکز یا غیرمتمرکز باشد، استانی یا منطقه ای باشد یا اینکه به صورت مرکزی که میتواند تهران باشد، استفاده کند.
هرکدام از این توپولوژیها مزایا و معایبی دارند که باید به آنها توجه داشته باشیم. نکته دوم اینکه باید بتوانند سطوح مختلف میز خدمت را شناسایی کنند. خودِ Service Desk از دیدگاه ITIL، سطحِ اول تماس و مواجهه با مشتری است که میتواند درجه ی خبرگی داشته باشد و این درجه میتواند سطح ۳۰، ۵۰ یا ۷۰ درصد داشته باشد و بیشتر از ۷۰ درصد را پیشنهاد نمیکند.
ولی این مراتب با فرهنگ داخل کشور ما تا حدودی همخوانی ندارد. ما در داخل کشور با متخصصینی در این زمینه مواجه هستیم که معمولاً هوش بالایی دارند و تمایل دارند که تمامی سرویسها را یاد گرفته و به کمتر از آن قانع نمیشوند، ولی پیشنهادِ خودِ Best practice این است که حداکثر از ۷۰ درصد درجه ی خبرگی استفاده شود.
این دلایل مختلفی دارد که یکی از آن دلایل میتواند این باشد که حل یک مساله تخصصی زمان زیادی را از میزخدمت طلب میکند و مطمئناً مشتریان دیگری پشت خط خواهند ماند.
میتواند سطوح دیگری مثل ارجاع را داشته باشد. ارجاع به معنی اضافه کردن خطوطِ منابع از سطح بالاتر به سطح پایین تر است. یعنی در مواقعی که Service desk تشخیص میدهد، افرادی متخصص تر از سطح اول که در سطح دوم نشسته اند، میتوانند به سطح اول اضافه شوند و ارائه خدمت کنند و در کار مدیریت خدمت مشارکت داشته باشند.
میتواند سطوح سوم، چهارم یا بالاتر را هم داشته باشد، بسته به این که ما از چه سرویسی استفاده می کنیم. بعد از این نکات قطعاً باید فرهنگ مشتریان را در نظر بگیریم؛ فرهنگ مشتریان ما به طور حتمی در توپولوژی و سطح بندیِ Service desk مهم است.
میدانیم که کشور ما از فرهنگ، قومها و گویش های مختلفی تشکیل شده است که اگر ما بتوانیم چندین Service desk در داخل کشور داشته باشیم، مزایای بیشتری خواهد داشت. البته داشتن چندین Service desk معایبی مثل هزینه ی بالاتر و یا مدیریت سخت تر هم خواهد داشت . اینها نکاتی بودند که ما باید به آنها توجه کنیم.
چون هدف عمدهای که ما از پیاده سازیِ یک Service desk داریم، بیشتر رضایت مشتری است نه رضایتمندیِ کارکنان، بنابراین ما حتماً باید به آنچه که مشتری میخواهد توجه داشته باشیم و نکته ی آخری که در پیاده سازیِ Service desk باید به آن توجه داشته باشیم، فرآیندهای داخلیِ خود Service desk هستند.
فرآیندهای داخلی هیچ مبنایی در هیچ Frame work ندارد، ما میتوانیم با استفاده از علوم مختلف مثل علوم ارتباطات برای ایجاد ارتباط با مشتریان استفاده کنیم، فرآیندهای ارجاع داخلی مان به چه شکل باید باشد و یا اینکه آنالیز فرآیندهایمان باید به چه شکل باشد؛
اینها همه مواردی بودند که ما باید در داخل Service desk خودمان حتماً رعایت کنیم تا بتوانیم یک میزخدمت مناسب و آنچه که مشتری میخواهد را محقق کنیم.
آقای حمید حاتم طهرانی:
ممنون از توضیحات خوبتان که بیشتر در حوزه ی استقرار میزخدمت بودند. اما در حوزه ی انتخاب نرم افزار برای شرکت های بزرگ چه پیشنهادی را دارید تا به چه صورت این کار را انجام دهند؟من در زمینه نرم افزار crm مقاله ای را در سایت درج کرده ام
سازمانهای کوچک چکار کنند و میزخدمت را چگونه برای خود راه اندازی کنند تا بتوانند بهترین بهره را از این موضوع بگیرند؟
همیشه تماسها برای سازمانهای مختلف حائز اهمیت بودهاند تا بتوانند خدمات مد نظر مشتری را به او ارائه کنند. نظر تخصصیِ شما در این زمینه چیست؟
آقای درخشی:
صرف نظر از اینکه چه نرم افزارهایی در داخل مرکز تماس لازم هستند که برای هر سازمان میتواند متفاوت باشد، دو نرم افزار یا ابزار برای هر Service desk لازم است. یکی از آنها نرم افزار مدیریت تماس است، البته تماس نه به معنای تلفن بلکه تماس با کانالهای مختلف از قبیلِ تلفن، فکس، ایمیل، پیامک، شبکه های اجتماعی یا انواع موبایل اپلیکیشنها.
نرم افزار بعدی، نرم افزار مدیریت درخواستها یا مدیریت فرآیندها است. آنچه که در کل دنیا توسط بنده مورد مطالعه قرار گرفته است این است که هیچ شرکتی در دنیا این دو نرم افزار را با هم ارائه نکرده است. یا اینکه شرکتها دارای یک نرم افزار مدیریت تماس قوی هستند و مدیریت درخواستهای بسیار ضعیفی را دارند مثل تیکتینگ، و یا اینکه بیشتر برروی مدیریت درخواستها و فرآیندها تمرکز کرده اند و از تماسها و مدیریت تماسها غافل مانده اند یا به صورت بسیار جزئی به آن پرداخته اند.
برای Service desk قوی در یک سازمان بزرگ، باید هر دو نرم افزار را تهیه کرد و به نحوی این دو نرم افزار را با استفاده از پروتکلهایی که یکدیگر را میپذیرند، به یکدیگر مرتبط کرد.
پیشنهاد من برای موفقیت در سازمان این است که پیش از خرید نرم افزار، کلیه ی فرآیندها، شناسایی و پیاده سازی شوند و بعد از آن به دنبال تهیه نرم افزار برویم تا بتوانیم یک نرم افزار مناسب را خریداری کنیم.
صرف نظر از اینکه در داخل کشور نرم افزارهای بسیار متنوعی در این زمینه وجود دارند، مرجعی رسمی در کل دنیا وجود دارد که این نرم افزارها را درجه بندی و رتبه بندی میکند و فرآیندهای مختلف آن را تایید میکند.
پس نرم افزارها را باید از حیث این مرجع، به نرم افزارهای تایید شده از نظر فرآیندی تقسیم بندی کرد، اما متاسفانه در داخل کشور ایران هیچگونه نرما فزاری را نداریم که توسط این مرجع تایید شده باشد. در خصوص نرم افزارهای موجود در کل دنیا، نرم افزارهای بسیار متنوعی وجود دارند که معمولاً نسبت به تخصص آنها می توانیم آنها را تقسیم بندی کنیم ولی آنچه که best practice هم پیشنهاد میکند این است که سازمانها زمانی که در شروع کار خود قرار دارند، برمبنای رویکردی که دارند سراغ پیاده سازیِ فرآیندهای خاصی بروند و تمام فرآیندهای best practice را پیاده سازی نکنند بلکه فقط آن فرآیندهایی که نیاز به پیاده سازی دارند را راه اندازی کنند.
پس در مرحله اول ما باید ببینیم که میخواهیم چه فرآیندهایی را پیاده سازی کنیم، در مرحله بعد به سراغ نرم افزارهایی که این فرآیندها را به ما پشتیبانی میدهند، برویم و بعد ببینیم که این فرآیندها توسط آن مرجع تایید میشوند یا نه.
به عنوان مثال نرم افزار management engine service desk plus یک نرم افزار بسیار محبوب است و این نرم افزار مخصوصاً در حوزه ی ریپورتینگ بسیار کامل است که در رابطه با مدیریت خدمت این قابلیت بسیار حائز اهمیت است.
اما فقطincident management (مدیریت رویداد) این نرم افزار در نسخه ی ۹ به بالا، مورد تایید آن مرجعِ گفته شده میباشد. با اینکه فرآیند این نرم افزار در نسخه های پایین هم با تقریب خوبی نزدیک به ITIL بود اما خود مرجع این نرم افزار را تایید نکرد.
اینها نکاتی هستند که ما باید به آنها توجه کنیم. اینکه تصمیم به پیاده سازیِ چه فرآیندهایی داریم، چه رویکردی با پیاده سازی این میز خدمت در سازمان خواهیم داشت و میخواهیم که چه اهدافی را محقق کنیم، بر مبنای تمام این موارد نرم افزاری را انتخاب کنیم که مرجع هم آن را تایید میکند.
آقای حمید حاتم طهرانی:
پس ما تا قبل از شناسایی فرآیندها، به سمت خرید نرم افزار نخواهیم رفت. برای شرکتهای کوچک پیشنهادتان چیست؟
آن شرکتها هم همین روند را پیگیری کنند یا برای انتخاب نرم افزار روند دیگری را داشته باشند؟
نرم افزارهای کوچکی هم در کشور مثل Voip، Elastix و Asterix وجود دارند. به نظر شما شرکتهای کوچک می توانند از این نرم افزارها استفاده کنند؟
آقای درخشی:
بله راهکاری که من خدمت شما ارائه کردم ویژه ی شرکتهای بزرگ بود. در شرکتهای کوچک بحث هزینه خیلی اهمیت دارد.
چون اکثر نرم افزاریهایی که توسط مرجع تایید شده اند و فرآیندهای آنرا پشتیبانی میکنند، قیمت بسیار بالایی دارند.
از نظر تکنیکال هم با توجه به سرورها و سیستم عاملی را که دارند، برای رفع مشکلات احتمالی و یا پیکربندی نیاز به متخصصینی دارد که قطعاً هزینه های بالایی را طلب خواهند کرد. شرکتهای کوچک، ابتدا باید رویکرد خودشان را از پیاده سازیِ میز خدمت مشخص کنند.
کتب مرجعِ ITIL یک دستوالعمل کمکی را به شما ارائه میکنند که در آن رویکردهای مختلفی را عنوان میکند. اگر ما رویکرد Service support یا هر رویکرد دیگری را که داشته باشیم، تعدادی از فرآیندهای خاص را برای پیاده سازی پیشنهاد میکند که بر مبنای ارزش افزوده ای که دارد، میتواند تمام یا بخشی از آن فرآیندها را پیاده سازی کند و برطبق آن یک نرم افزار تهیه کند.
برای شرکتهای کوچک نرم افزارهای قفل شکسته ای مثل همان نرم افزارهایی که نام بردید وجود دارند که میتوانند با هزینه های بسیار ناچیزی تهیه شوند. در زمینه ی مدیریت خدماتشان هم آنها میتوانند از نرم افزارهای دیگری استفاده کنند.
من پیشنهاد میکنم که فقط از نرما فزارهای تیکتینگ استفاده نکنند چون استفاده از فرآیندهای استفاده شده توسط مرجع، به شما در آخر ابزارهای قدرتمندی را خواهد داد که بتوانید خدمتتان را به طور کامل مدیریت کنید.
همانطور که عرض کردم اول بایستی رویکرد مشخص گردد یعنی نمیشود نسخه ای واحد به تمام شرکتهای کوچک معرفی کرد.
برمبنای رویکرد، هزینه و اهداف سازمان میتوانند یک نرم افزار مشخص و قابل استفاده برای سازمان خودشان تهیه کنند.
آقای حمید حاتم طهرانی:
+ نکته ای که وجود دارد این است که در انتها ما چه خروجی های جذابی را میتوانیم از راه اندازی Service desk دریافت کنیم؟
میخواهم بدانم که آن پایگاه دانشِ ایجاد شده هم چه کمکی به پرسنل و مجموعه میکند و از آن چه استفاده هایی میتوان کرد؟
آقای درخشی:
ITIL در کتب مرجع خود جمله ی بسیاری زیبایی را بیان میکند که چیزی را که نمیتوانید بسنجید، نمیتوانید کنترل کنید و چیزی را هم که نمیتوانید کنترل کنید، نخواهید توانست که مدیریتش کنید.
برای مدیریت خدمات قاعدتاً باید فرآیندهای قابل سنجش، قابل ردیابی و همینطور خدمات قابل ارزیابی از لحاظ کیفیت، خروجیِ ما باشد که ما بتوانیم برروی آنها کنترل و مدیریت را اعمال کنیم.
در ITIL ورژن سوم، چیزی راجع به به کارگیریِ همزمانِ چندین frame work، چارچوب، مدل یا استاندارد را نداریم. اما ITIL ورژن چهار که به تازگی عرضه شده است، این بحث را مطرح میکند که برای موفقیت در حوزه ی مدیریتِ خدمات باید از استانداردها، frame workها و مدل های مختلفی بهره بگیرید.
به عنوان مثال در لایه ی transition یا همان انتقال خدمت، قبلاً هیچ frame work ارائه نمیکرد و فقط یک سری فرآیند بابتِ ارزیابی و تست محیط عملیاتی به ما میداد و اینکه چه رویکردهای ارائه ی خدمت میتوانیم داشته باشیم.
جدیداً در ورژن ۴ پیشنهاد ITIL برای ما در فاز انتقال خدمت، Devops framework است. با اینکه در حوزه ی سنجش هیچوقت یک frame work را به شما ارائه نمیکند، ولی ما میدانیم که در حوزه ی سنجش، میتوانیم از cobit frame work استفاده کنیم و اگر بخواهیم دریافتهای استراتژیک داشته باشیم، میتوانیم از balance score card در حوزه ی استراتژی استفاده کنیم.
ما بعد از اینکه موفق شدی که چرخه ی تبدیل دیتا به اطلاعات را در سازمان پیاده سازی کنیم، آنگاه میتوانیم از این چرخه استفاده کنیم بابت اینکه بتوانیم در چهار حوزه ای که balance score card پیشنهاد میکند (از نظر مشتری، مالی، آموزش و …) سازمان را مورد ارزیابی قرار دهیم و سنجش انجام دهیم.
یعنی تکنیک هایی را که برای سنجش لازم است را آماده کنیم و این تکنیک ها را به یک سری شاخصهای کلیدی عملکرد تبدیل کنیم و بعد از انجام سنجش ببینیم که ما را به آن هدفی که داشته ایم میرساند یا نه؛ رضایت مشتری را اندازه بگیریم، کیفیت خدمات مان را اندازه بگیریم و به آنها برنامه بهبود بدهیم.
پس قاعدتاً خروجیِ اینکار بایستی به ما راجع به کیفیت خدماتمان و رضایت مشتری یک برنامه ی بهبود بدهد و در آخر باید بتوانیم که قابلیت سنجش و دستیابی به آن هدفهایی که تعریف کردیم را پیاده سازی کنیم.
اگر به این نکات دستیابی پیدا نکنیم، پیادهسازیِ سرویس برای سازمان ما منفعتی نخواهد داشت و به غیر از صرف هزینه، اتفاق دیگری داخل سازمان نمیافتد.
در رابطه با پایگاه دانش؛ خود ITIL پایگاههای اطلاعاتی و دیتابیسهای مختلفی را دارد. یکی از این پایگاههای اطلاعاتی، KEDB نام دارد که دومین دیتابیس از لحاظ بزرگی است.
خود ITIL جمله زیبای دیگری دارد که میگوید: چرخ یکبار اختراع میشود! وقتی که چرخ برای اولین بار در دنیا اختراع شد، شرکتهای خودروسازی برای تولید ماشین جدید، هیچوقت به دنبال اختراع چرخ نمیروند.
دانش در سازمان در یکی از فرآیندهای ITIL ذخیره میشود و توسط Agentهای میزخدمات زمانی که میخواهند درخواستی را پاسخ دهند، توسط خطوط بعدیِ تخصصی و هم اینکه توسط مشتریان مورد استفاده قرار می گیرد. یعنی پایگاه دانشی که به وجود می آید کاملاً توسط سطوح مختلف مورد استفاده قرار میگیرد.
ابزارهایی هم که ما انتخاب میکنیم معمولاً باید این فرآیند را در داخل خود داشته باشند و به همین خاطر است که من توصیه میکنم که از نرم افزارهای تیکتینگ استفاده نکنید، چون این برنامه ها فقط یک تیکت یا کد به شما میدهند که با آن شما فقط میتوانید درخواست مشتری را پیگیری کنید و ببینید که آیا آن درخواست در داخل سازمان گم شده است یا نه.
آقای حمید حاتم طهرانی:
بسیار عالی بابت توضیحات بسیار خوب شما. در انتها اگر مایلید به ما کتاب معرفی کنید. پیشنهاد میکنید که ما برای راه اندازی یک میز خدمت به چه منابعی مراجعه کنیم؟
چون شرکتهای بزرگ باید به این مراحلی که شما فرمودید دقت کنند. اما آیا شرکتهای کوچک باید بر اساس چهارچوبهایی که ITIL تعریف کرده است پیش بروند؟ یا به نکات خاصی باید دقت کنند؟
آقای درخشی:
سوال خوبی بود. اولین چیزی که باید دقت کنیم است که Service desk هیچ ارتباطی به نوع سرویس ندارد. یعنی سرویس میتواند بیمه ای، بانکی، خدمات خودرویی یا هر چیز دیگری باشد.
خود ITIL پنج کتاب مرجع دارد که آنها را در پنج فاز مختلف مطرح میکند. Service strategy، Service design، Service transition، Service operation و Service improvement نام این مرجعها است. توصیه من این است که این کتابها را مورد مطالعه قرار دهید و پیشنهاد من این است که این کتابها به زبان انگلیسی مورد مطالعه قرار گیرد.
چون در کتابهای فارسی مطالبی را بر اساس برداشت شخصیِ نویسنده میبینم که مقداری با کتب مرجع منافات دارد. مطالعه ی این پنج کتاب مرجع برای شرکتهای کوچک بر اساس فرآیندهایی که میخواهند پیاده سازی کنند مفید خواهد بود چون هر کدام از این کتابها در داخل خود فرآیندهایی دارند.
مثلاً زمانی که من در حوزه ی استراتژی در سازمانم وارد نشده ام نیازی نیست که کتاب Service strategy را مطالعه کنم اما دلیلی ندارد که با خود فکر کنم که نیازی نیست که Service strategy در داخل سازمان من پیاده سازی شود.
چون تفاوت میان شرکتهایی که موفق میشوند و شرکتهایی که شکست میخورند معمولاً در همان استراتژی شرکتها است.
سازمانهای بزرگ هم اگر بخواهند تخصصی تر برخورد کنند، پنج کتاب capability base وجود دارد. اگر بخواهند توزیع operation را در Service desk پیاده سازی کنند، کتابی به نام SOO در این زمینه وجود دارد (Service operating and offering). شرکتهایی هم که میخواهند به پشتیبانی از خدماتشان بپردازند؛ باید از این کتاب استفاده کنند.
کتابهای دیگری مثل PPO، RCB و … هم وجود دارند که این شرکتها میتوانند از آنها استفاده کنند. این کتابها به شما این قدرت را میدهند که به صورت تخصصی با ماجرا برخورد کنید. مثلاً PPO به این موضوع میپردازد که اگر شرکتی بخواهد یک پروژه برپایه ی ITIL را بگیرد، چه کاری باید انجام دهد و این موضوع را تخصصی تر بررسی میکند. اما شرکتهایی که بخواهند مراحل مقدماتیِ پیاده سازیِ یک میز خدمت را داشته باشند، همان ۵ کتاب مرجع برای آنها کافی است.
آقای حمید حاتم طهرانی:
متشکرم از اینکه وقت خود را در اختیار من قرار دادید، اگر صحبت پایانی دارید یا اینکه میخواهید تجربه ی خاصی را مطرح کنید، لطفاً بفرمایید.
آقای درخشی:
من فقط دو نکته را میخواهم خدمت شما عرض کنم. اول باید توجه کنیم که مشتری در جامعه ی ما مظلوم است. بنظر من با پیاده سازی frame workهایی مثل ITIL یا چندین frame work مشابه دیگر، میتوانیم به استانداردی که در کل دنیا در مواجهه با مشتری وجود دارد، نزدیک شویم.
در کشور ما در هر جایی که شما به عنوان مشتری وارد میشوید، چه کسب وکارهای کوچک و چه کسب وکارهای بزرگ، حس میکنید که به عنوان یک مشتری هیچ حق و حقوقی ندارید. اگر سازمانی بخواهد این مسائل را مورد پیگیری قرار دهد و پیاده سازی کند تا رضایتمندیِ مشتری حاصل شود، در درجه ی اول منفعت آن به خود سازمان خواهد رسید.
دوم اینکه خیلی از سازمانها فکر میکنند که میتوانند پروژهای را به عنوان پیاده سازی میز خدمت تعریف کنند و شرکتی آن را برایشان انجام دهد و برود. درست است که در داخل همچین پروژه هایی مسائل آیتی، مدیریتی، کسب وکار، نرم افزار، فرآیند و … وجود دارد، ولی من این نوع پروژه ها را نوعی تعیین فرهنگ می بینم.
فرهنگ یک سازمان نمیتواند توسط عوامل بیرونی عوض شود. پیشنهاد من برای اجرای اینگونه پروژه ها، روش درون سپاری است. جاهایی که نیاز به تجربه و تخصص اضافی میباشد، میتوانیم از یک مشاور کمک بگیریم.
ولی سعی کنیم یک قهرمان را داخل سازمان خود داشته باشیم برای پیاده سازیِ درست این frame workها و بحث مشتری مداری. در غیر این صورت اطمینان داشته باشید که پروژه ی شما موفق نخواهد بود. پس پیشنهاد من این است که به روش درون سپاری (ولی نه درونسپاریِ محض) عمل کنید و تنها در این صورت موفق خواهید شد که فرهنگ سازمانتان را عوض کنید.
آقای حمید حاتم طهرانی:
ممنون از وقتی که برای گفتگوی میز خدمت گذاشتید، خدانگهدارتان.
آقای درخشی:
من هم متشکرم و امیدوارم که عرایض بنده به شما بزرگواران کمک کرده باشد. خدانگهدار.
درصورتیکه تمایل دارید در گفتگوی رادیو مشتری حضور داشته باشیدلطفا” فرم زیر را تکمیل بفرمایید






حضور چنین افراد متخصصی در پادکست های رادیو مشتری به ما امید و انگیزه پیشرفت میدهد ، لطفا ادامه بدین