بداهه پردازی

بداهه پردازی چگونه می تواند از ما بازاریابان بهتری بسازد

بداهه پردازی دنیای ما را متحول کرده است. بداهه پردازی تنها با تقویت مهارت شما در ایجاد سرگرمی سر و کار ندارد؛ آموزه های حقیقی بداهه پردازی به موضوعی بسیار فراتر از سرگرمی می پردازد. در واقع، بداهه پردازی می تواند از ما بازاریاب های بهتری بسازد.

در اینجا به هفت درس که از کلاس های بداهه پردازی آموخته ایم، اشاره می کنیم که می تواند باعث پیشبرد راهبرد بازاریابی شما شود:

ریسک کنید

تعاملات اجتماعی نیاز به آزمون و خطا دارند. در دنیایی که مملو از اطلاعات و تحلیل است، بازاریابی هنوز هم تا حد زیادی هنر محسوب می شود. بداهه پردازی، پذیرفتن ریسک های خلاقانه و پیروی از حس درونی (و نه فقط منطق) را در برمی گیرد.

ریسک مانند ماهیچه است؛ تا زمانی که آن را تمرین می دهید، رشد می کند. بازاریابی برای اینکه پیشرفت کند، باید ریسک های مشابهی را بپذیرد. گاهی اوقات آنچه باید حاصل نمی شود. هرچه بیشتر امتحان کنید، بیشتر شکست می خورید و متوجه می شوید چه چیزی برای شما مناسب است. در بازاریابی نیز مانند بداهه پردازی، هیچ راهی برای اینکه مشخص شود کاری برای شما موثر خواهد بود یا خیر وجود ندارد، به جز یک راه: انجام دادن آن.

کاری کنید که شریک شما خوب به نظر برسد

بازاریابی همیشه با مشتری شما سر و کار دارد. هدف شما در بداهه پردازی این است که با پذیرش آنچه شریک صحنه تان ارائه می کند (یا چیزی که انتخاب می کند)، کاری کنید که او خوب به نظر برسد. زمانی که تنها بر گزینه های خودتان تمرکز می کنید، پیوستگی داستانی را که مشترکا در حال خلق آن هستید به خطر می اندازید. یک بازاریابی عالی نیاز به همدلی دارد و شما می توانید با مدنظر قرار دادن روش هایی برای موفق تر کردن، مشعوف تر و شادتر کردن مشتریان خود، با آنها ارتباط برقرار کنید.  از تمرکز بر روش شناسی، اصطلاحات فنی و تجارب قبلی خود دست بردارید. اجازه دهید مشتری شما قهرمان داستان باشد.

بشنوید

بازاریابی بیش از صحبت کردن به شنیدن احتیاج دارد. یکی از دشوارترین کارها در   بداهه پردازی تمرکز است، به نحوی که به جای آنکه به آنچه باید بگویید فکر کنید، به شریک صحنه خود گوش فرا دهید. زندگی در لحظه به شما اجازه می دهد فرصت ها را مشاهده کنید و به شکل فی البداهه به آنها واکنش نشان دهید.

زمانی که بیش از آنکه بگویید گوش می کنید، آنچه مشتریان شما درباره خواسته ها و نیازهای خود به زبان می آورند را می شنوید. از آنجایی که ما در حال طی کردن سیر تکاملی به سوی دوره تازه ای از بازاریابی«در لحظه» هستیم، این به بازاریاب اجازه می دهد نسبت به موقعیت ها واکنشی آنی و در لحظه از خود نشان دهد.

داستان بگویید

بازاریابی – به مانند بداهه پردازی- تماما با داستان سرایی سروکار دارد. داستان ها خنده و الهام به ارمغان می آورند و ما را به یادماندنی می سازند. براساس آنچه جنیفر اکر   (Jennifer Aaker)  در دانشگاه استنفورد می گوید، تحقیقات نشان می دهد: در بداهه پردازی، اطلاعات بیش از حد (به جای عکس العمل) می تواند یک صحنه را نابود کند. به یاد داشته باشید بخش مهمی از صحنه، مردم هستند و مهم ترین نکته در بداهه پردازی، ارتباط بازیگران با هم روی صحنه است. در مورد بازاریابی نیز همین طور است. بازاریابی باید با قلب ما ارتباط برقرار کند و نه فقط با قوه عقلانی ما. داستان ها این ارتباطات عاطفی را به وجود می آورند تا ما به برند علاقه نشان دهیم.

خود را رها کنید

از مشتری پیروی کنید. لازم است بازیگران در بداهه پردازی یاد بگیرند که چه موقع باید رهبری صحنه را بر عهده بگیرند و چه موقع باید برای پیشبرد داستان، ایده عالی فرد دیگری را دنبال کنند. هنگامی که داستان به شکل طبیعی حول ایده فرد دیگری پیوند می خورد، به نفع صحنه است که به جای اینکه آن را به شیوه خودتان «هدایت» کنید، به تقویتش بپردازید. شما در بازاریابی باید بدانید که چه موقع باید خود را رها کنید و دنباله رو مشتری باشید.

بخشی از یک بازاریابی عالی این است که به مشتری اجازه بدهیم به این داستان ها شکل بدهد. هنگامی که به طرفداران مان (مشتریان مشتاق مان) اجازه می دهیم سکان را در دست بگیرند، این به ما اجازه می دهد نیازهای آنها را درک کنیم و بفهمیم که چگونه می توانیم کاری کنیم که بهتر به نظر بیایند. بداهه پردازان، رها کردن خود را یاد می گیرند، زیرا معمولا هنگامی که چیزی را با هم می سازیم، نتایج بسیار بهتری به دست می آیند.

یک نمایشنامه «دورانداختنی» درست کنید

برنامه ریزی کنید و همیشه آماده باشید که نمایشنامه را کنار بگذارید. بازاریابی نیاز به انطباق پذیری دارد. همه روزه اتفاقات غیرمنتظره ای (خوب و بد) روی می دهند. هنگامی که چیزی از کار می افتد، بازاریاب های عالی بداهه پردازی می کنند. شکست بخشی از سرمشق رفتار بداهه پردازان است. بداهه پردازی دست و پا زدن نیست  بلکه نیاز به آمادگی، مهارت و ارزش های بزرگی همچون اعتماد دارد.

زمانی که از قوانین آگاهی یافتید، می توانید آنها را بشکنید. همین در مورد بازاریابی نیز صادق است. در دنیای شلوغ مملو از تغییرات سریع، جایی که قوانین مرتبا در حال تغییر هستند، بازاریاب هایی که خود را آماده می کنند و تمایل دارند در صورت نیاز خود را با شرایط وفق بدهند همان افرادی هستند که در نهایت موفق می شوند.

این برندهای مقاوم هستند که با سهولت بیشتری سازگاری پیدا می کنند، زیرا آمادگی دارند و تغییرات را نیز با آغوش باز می پذیرند. بازاریابی بسیار به موسیقی جاز شباهت دارد. زیبایی آن به خاطر نت های قابل پیش بینی آن نیست؛ بلکه به خاطر بداهه پردازی آن است. بنابراین، آماده باشید، ذهن بازی داشته باشید، خود را رها کنید و سازگاری پیدا کنید.

نویسنده: حمید حاتم طهرانی

لینک کانال تلگرام ایده های مدیریت ارتباط با مشتری

لینک مقاله چاپ شده در روزنامه فرصت امروز

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *